خرید بک لینک

این نوشته ها فقط برای خودمن و بس!...

برچسب: نویسنده: هیراد اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 14:50

+ نگرانی های مالی جدیدا خیلی بیشتر اذیتم میکنه...قبلنا خیلی رهاتر بودم و فقط نزدیک اتفاقات خاص مث اربعین که میشد، غصه ش میومد توی دلم...اما حالا همش ترس ماه های بعد و روزهای بعد رو دارم و همش فکر آینده توی مغزم رژه میره...مث اینکه هر یک سال که به سن آدم اضافه میشه همه چی هم پا به پاش فاجعه تر میشه....+ دارم یه کاری میکنم که فقط خودم و عطی ازش خبر داریم...این کار خیلی کوتاهه اما اگر نتیجه ازش نگیرم برام سخت خواهد بود...گرچه که اگر نتیجه بگیرم هم دوباره تکرارش نخواهم کرد...خیلی تحقیر شدم.........+ یه مرز باریکی هست بین حسادت و حسرت!...تشخیص اینکه حس الانت حسادته یا حسرت به حال دیگریه، خیلی مشکله...و گاهی نشدنیه...فقط حس میکنم حسرت غم بیشتری توش داره....+ نگرانم برای خودم توی محرم پیش رو...انرژیم خیلی خیلی پایینه...توی دو سه ماه اخیر روحم چیزهای جدیدی رو تجربه کرده که اصلا خوب نیس...و یه غم بدی روش تلنبار شده که احساس میکنم اگه تا محرم با خودم بکشونمش، نمیتونم خوب استفاده کنم...الان میخوام که فقط محرم برسه و کار کنم...هرکاری که ازم برمیاد...دوندگی هام توی اون یک ماه و بعدشم تلاش ها و استرس هام برای اربعین، شاید بزرگترین سرمایه مه...و نمیخوام از دستش بدم...میخوام فقط بتونم خوب کار کنم...حتی اگه میخام زمین رو جارو بزنم و کفش جفت کنم و مشنبای کفش تا کنم و توزیع کنم....میخوام با حال خوب برم توش...+ و تو....دلم مدام برات تنگ میشه...دور بودن ازت برام سخت تر شده....و ای کاش این اتفاق کمی ضعیف تر بود....همین....

برچسب: نویسنده: هیراد اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 تير 1403 ساعت: 14:50

صفحه بندی